![]() |
![]() |
|
| حضرت عشق به فرما که دلم خانه ی توست |
|
عمریست غزل ســرای عشـقم دیوانـــه هـر نوای عشقـم عمریست که می سرایم این را من بوسه زن لوای عشقـم عمریست مسافری به صد شوق در کشتـی ناخــدای عشقـم عمریست که افتخارم این است دلــداده هــر بــلای عشقـم در سینـه زشـوق می نــوازم من عاشق و مبتلای عشقـم در وسعت دشت وکوه وصحرا من مشتـــــری طلای عشقـم ســوزد زنگــاه کـل وجـــودم آتشکــــده ســــــرای عشقـم دل خسته ز جغـدو کرکسانم من منتظــــر صــدای عشقـم گرچه زخمی وخسته ام ازجور دنبــــال رو رضـــای عشقـم |
|
+ نوشته شده در
دوازدهم فروردین 1385ساعت 15:23 توسط فرزین از شیراز |
|
|
........ دیگر انتظاری نیست....
امروز تو قلبم چیزی فرو ریخت... چیزی شکست..... براستی درهم فرو ریختم..... گاه گاهی با تلنگری ... نگاهی ... پیغامی امید اندکی..... به کنج انتظار دلم سر می زدی ... من حست می کردم ... با اینکه صدایت را نداشتم اما حرف دلت را از نوشته هایت می فهمیدم .. اما امروز اون حس به من گفت که تو رفتی همان طور که کم کم تو خونه دلم منزل کردی همون طور آرام آرام از این خلوت تنهایی پر کشیدی .. امروز اون حس انتظار سیاه شد....... |
|
+ نوشته شده در
دوازدهم فروردین 1385ساعت 15:18 توسط فرزین از شیراز |
|
|
ناگریز است از کمند وهم ها برج محال |
|
+ نوشته شده در
دوازدهم فروردین 1385ساعت 15:2 توسط فرزین از شیراز |
|
|
چرا تو را نستايم.نه اينست كه تو از روح خودت در وجود من دميده اي؟ مگر نه اين است كه فطرت من فطرت خداايست؟پس چرا تو را نستايم. تو مرا از عدم و از نيستي به هستي رساندي و ضميري خدايي در وجود من نهادي چرا كه گناه كارترين افراد جامعه فطرتي پاك و خدايي دارند ولي در مسير پر پيچ و خم زندگي راه را اشتباه رفته و به بيراهه كشيده شده اند. تو زيبايي و زيبايي را دوست داري همچنان كه جهان را زيبا آفريدي.آسمان را بيكران و زيبا آفريدي. زمين و ديگر سيارات و كهكشانها را چنان زيبا و با نظم آفريدي كه هيچگاه علم انساني هر چه قدر هم كه پيشرفت كند نمي تواند ذره اي از راز آن را درك كند. انسان هميشه در برابر اين عظمت و زيبايي احساس كوچكي مي كند و از اين عظمت پي به عظمت تو مي برد و سر تعظيم به درگاهت فرود مي آورد و تو را مي ستايد. انسان به هر كدام از آفريده هاي تو مي نگرد دچار حيرت و شگفتي مي شود. و تو اي انسان چرا قدر اين همه نعمت را نمي داني؟ چرا به فرامين پروردگار خويش گوش فرا نمي دهي؟ چرا اين همه غرور؟و صد چراي ديگر... بياييد در محضر باري تعالي گناه نكنيم از همه التماس دعا دارم |
|
+ نوشته شده در
دوازدهم فروردین 1385ساعت 14:59 توسط فرزین از شیراز |
|
|
است
The name of all the continents end with the same letter that they start with. اسم تمام قارهها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان ميابد
The strongest muscle in the body is the tongue. مقاومترين ماهيچه در بدن ، زبان است
TYPEWRITER is the longest word that can be made using the letters only on one row ! of the keyboard. كلمه "ماشينتحرير" طولانيترين كلمه اي است كه ميتوان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت
Women blink nearly twice as much as men! چشمك زدن زنان ، تقريباً دوبرابر مردان است
You can't kill yourself by holding your breath. شما نميتوانيد با حبس نفستان ، خودكشي كنيد
It is impossible to lick your elbow. محال است كه آرنجتان را بليسيد
وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما "عافيت باش" ميگويند ، چرا كه وقتي عطسه ميكنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه ميايستد
It is physically impossible for pigs to look up into the sky. خوكها به لحاظ فيزيك بدني ، قادر به ديدن آسمان نيستند
If you sneeze too hard, you can fracture a rib. If you try to suppress a sneeze, you can rupture a blood vessel in your head or neck and die. وقتي كه به شدت عطسه ميكنيد ، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد ، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد
Each king in a deck of playing cards represents great king from history. هر خال "شاه" در بازي ورق ، نشانه يكي از پادشاهان بزرگ تاريخ است Spades - King David خال پيك : شاهديويد
What do bullet proof vests, fire escapes, windshield wipers and laser printers all have in common? جليقه ضد گلوله ، ضد آتش ، برفپاككنهاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند
Honey is the only food that doesn't spoil. What is this?
A crocodile cannot stick its tongue out. كروكوديل نميتواند زبانش را به بيرون دراز كند
A snail can sleep for three years. حلزون ميتواند سه سال بخوابد
All polar bears are left handed. تمامي خرسهاي قطبي چپدست هستند
American Airlines saved $40,000 in 1987 by eliminating one olive from each salad served in first-class. Butterflies taste with their feet. پروانهها با پاهايشان ميچشند
Elephants are the only animals that can't jump. فيلها تنها جانوراني هستند كه قادر به پريدن نيستند In the last 4000 years, no new animals have been domesticated. در 4000 سال قبل ، هيچ حيواني اهلي نبود
On average, people fear spiders more than they do death. بطور متوسط ، مردم آنقدر از عنكبوتها ميترسند كه نميتوانند آنها را بكشند
شكسپير اين دو كلمه رو از خود اختراع كرد...معنيش رو من نفهميدم!!!كسي هست كه فهميده باشه؟؟؟
The ant always falls over on its right side when intoxicated. مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود سقوط ميكند
The electric chair was invented by a dentist. صندلي الكتريكي توسط يك دندانپزشك اختراع شد
The human heart creates enough pressure when it pumps out to the body to squirt blood 30 feet. قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند
Rats multiply so quickly that in 18 months, two rats could have over million descendants. موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند
Wearing headphones for just an hour will increase the bacteria in your ear by 700 times. استفاده از هدفون در هر ساعت ، باكتريهاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش ميدهد
The cigarette lighter was invented before the match. فندك قبل از كبريت اختراع شد
Most lipstick contains fish scales. روژلب حاوي فلس ماهي است
Like fingerprints, everyone's tongue print is different. نظير اثرانگشت ، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است |
|
+ نوشته شده در
دوازدهم فروردین 1385ساعت 14:1 توسط فرزین از شیراز |
|
|
مي خواهم خواب اقاقيا ها را بميرم. خيالگونه، در نسيمي كوتاه كه به ترديد مي گذرد خواب اقاقياها را بميرم. *** مي خواهم نفس سنگين اطلسي ها را پرواز گيرم. در باغچه هاي تابستان، خيس و گرم به نخستين ساعت عصر نفس اطلسي ها را پرواز گيرم. *** حتي اگر زنبق كبود كارد بر سينه ام گل دهد مي خواهم خواب اقاقيا را بميرم در آخرين فرصت گل، و عبور سنگين اطلسي ها باشم بر تالار ارسي در ساعت هفت عصر. |
|
+ نوشته شده در
یازدهم فروردین 1385ساعت 15:36 توسط فرزین از شیراز |
|
|
+ نوشته شده در
یازدهم فروردین 1385ساعت 14:14 توسط فرزین از شیراز |
|
|
+ نوشته شده در
یازدهم فروردین 1385ساعت 11:17 توسط فرزین از شیراز |
|
|
گريه نکن
• شيطوني نکن • دست تو دماغت نکن • مامانت رو اذيّت نکن • روي ديوار نقاشي نکن • انگشتت رو تو پريز برق نکن • دمپايي بابا رو پات نکن • به خورشيد نگاه نکن • شبها تو جات جيش نکن • تو کمد مامان فضولي نکن • با اون پسر بيتربيته بازي نکن • اسباببازيها رو تو دهنت نکن • زير دامن شمسي خانوم رو نگاه نکن • دماغت رو تو لوله جاروبرقي نکن _۲دوره ي دبستان: ![]() • موقع رفتن به مدرسه دير نکن • پات رو تو جاميزي نکن • ورقهاي دفترت رو پاره نکن • مدادت رو تو دهنت نکن • به دخترهاي مدرسه بغلي نگاه نکن • حياط مدرسه رو کثيف نکن • دست تو کيف بغل دستيت نکن • تختهسياه رو خطخطي نکن • گچ رو پرت نکن • تو راهرو سرو صدا نکن
• ترقّه بازي نکن ![]() • SEGA بازي نکن • جاهاي بدبد فيلمها رو نگاه نکن • موقع برگشتن از مدرسه دير نکن • تو کوچه فوتبال بازي نکن • دست تو جيبت نکن • با مامانت کلکل نکن • تو کلاس صحبت نکن • بعد از ظهر سروصدا نکن • با دختر شمسي خانوم منچ بازي نکن • اتاقت رو شلوغ نکن • روي ميز بابات کتابهات رو ولو نکن • عکس لختي تماشا نکن • با بچّههاي بيادب رفت و آمد نکن • جرّ و بحث نکن
• با کامپيوتر بازي نکن • تقلّب نکن ![]() • با دوستات موتورسواري نکن • عصرها دير نکن • با دختر شمسي خانوم صحبت نکن • با بابات دعوا نکن • تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن • تو خيابون دنبال دخترها نکن • مردمآزاري نکن • نصف شب سرو صدا نکن • فيلم بد نگاه نکن • وقتت رو با مجله تلف نکن • چشمچروني نکن
• رشتهاي رو که دوست داري انتخاب نکن • ۲۴ ساعته چت نکن • سر کلاس درس غيبت نکن • با دختر شمسيخانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن • خيابونها رو متر نکن • تو سياست دخالت نکن • با دخترهاي مردم هر کاري دلت خواست نکن • شب براي شام دير نکن • با مأمور پليس کلکل نکن • چراغ قرمز رو عشقي رد نکن • موبايلت رو Reject نکن • استادت رو اُسکل نکن • حذف پزشکي نکن • آستين کوتاه |
|
+ نوشته شده در
دهم فروردین 1385ساعت 16:40 توسط فرزین از شیراز |
|
|
پر از ستاره .
پر از شعور شادی احساس پر از عصمت و خوا هش به بستر پر لطف قلبت آمدم شبی که عاشقانه روییدم حضور تو اینک ، درمن ، میان کابوس و اندوه شناور است و من ، در زادگاه حادثه حضور عشق ، حضور مهر ، را در نقطه نقطه ی پایان درد و تردید تکرار می کنم ای شعور سرکش شعله در گیر و دار روییدن اینک که هستی ، هستم برای تو ، من در هوای تو اینسان که زنده ام برای تو زنده ام ، دلتنگیم را بر گیر چگونه توان گریز است ...... |
|
+ نوشته شده در
دهم فروردین 1385ساعت 16:35 توسط فرزین از شیراز |
|
اينطور گويند که هر چيز اول و آخري ... قبل و بعدي دارد... اما بدان من شايد قبل از تو بودم يک جرعه عشق به اندازه’ اقيانوسي عظيم است و من اکنون عطش اقيانوسي دارم . آن زمان که من با باران دو چشمم تمام گياهان باغ خيالت را چه کوچک و چه بزرگ با همه تشنگي که خود داشتم .تشنگي ميبريدم ......باران کلامت آنچنان بر من نرم باريد که من و همه خاک دستي فواره وار بسويت رو به آسمان بگشاديم و رحمتت را شکر گفتيم و زان پس خورشيدی بر لبانم نشست و تو همچنان مي باري... زاينگونه است که با هر ساعت دوريت قلبم بي اختيار گامي بسويت بر ميدارد و با هر سلام و هر آمدنت گويي دوباره عاشق شدم .......... |
|
+ نوشته شده در
دهم فروردین 1385ساعت 16:33 توسط فرزین از شیراز |
|
|
عشق يعنی مستی و ديوانگی عشق يعنی با جهان بيگانگی عشق يعنی شب نخفتن تا سحر عشق يعنی سجده ها با چشم تر عشق يعنی سر به دار آويختن عشق يعنی اشک حسرت ريختن عشق يعنی در جهان رسوا شدن عشق يعنی مست و بی پروا شدن **************************** عشق يعنی سوختن يا ساختن عشق يعنی زندگی را باختن عشق يعنی انتظار و انتظار عشق يعنی هرچه بينی عکس يار عشق يعنی ديده بر در دوختن عشق يعنی در فراقش سوختن عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب ناب |
|
+ نوشته شده در
دهم فروردین 1385ساعت 16:26 توسط فرزین از شیراز |
|
|
عمن من عشق تو را در توشق را در تو |
|
+ نوشته شده در
دهم فروردین 1385ساعت 16:24 توسط فرزین از شیراز |
|
|
+ نوشته شده در
دهم فروردین 1385ساعت 16:10 توسط فرزین از شیراز |
|
|
اخه خدا چرا؟؟؟چرا این کار را با من میکنی............خدایا عشقم من رو دوست داره ....ولی عاشقم نیست ...چرا؟
چرا ؟؟؟ خدایا مشکل من رو حل کن....ولی این رو بدون خدا که من میدون رو خالی نمیکنم و تا آخرش هستم حتی اگه عاشقم نشی.........گفته که شاید بعدا نظرش عوض بشه....شاید هم نشه....گفت که میترسه بعدا نتونی که اون طوری که دوسش دارم دوستم داشته باشه....گفتش اونی که بعدا لح میشه و خورد میشه تویی.... ولی خدا جان من صبر میکنم و به این امید که زمان شاید حل کند میمانم برام دعا کنین |
|
+ نوشته شده در
دهم فروردین 1385ساعت 11:24 توسط فرزین از شیراز |
|
|
و من .................... من فرشته اي هستم كه بلند پروازي را بيشتر مي پسندم اما زندگي به بالهايم پرواز كردن نياموخت .
خدوندا! بارالها«از تو مي خواهم نفرت هيچ انساني در فرشته تو خلا صه نشود !»
ملكا!«جانم را با نورهاي قدسي ات روشن كن!»
پروردگارا!« ياريم كن تا هميشه روي نگاه كردن به آيينه را داشته باشم!»
محبوبا!« روحم را زيباووجدانم را پاك نما!»
مهربانا!« يا آنچه مي خواهم را به من بده يا هيچ چيزي را ، يا آن يا هيچ چيز!» |
|
+ نوشته شده در
دهم فروردین 1385ساعت 10:49 توسط فرزین از شیراز |
|
|
من عشق نمی دانم!)) من عشق نمی دانم!))
من عشق نمی دانم! با من ازآن سخن مگو. بیراهه ای دردل سیاه نیستی؟ به کجا می برندمان؟
به کدامین راهنما می سپارندمان؟
گفتی که عشق بهانه ایست تا بتوانی دمت را فرو بری و بازدمت را به من ببخشایی تا من بتوانم با بازدم تو به خود تو حیات بخشم! اما من این نمی خواهم. او را می خواهم...
او که حیات را در پیکره ی خاکی ام به تصویر کشید. منِِِ خاکی،که روحم همچون کویری بکرو وحشی است، به او محتاجم.
من عشق نمی دانم! من از عشق نمی خوانم.هردو از خاکیم.هم من و هم خاک کویر تشنه ی زیر پایم... تو گفتی : " تو خاکی و روح پاک و رام در تو دمیده شده،اما خاک زیرپایت بی روح است."
من این نمی خواهم.چون من روح پاک ندارم!
گفتی پاک ورام ومن چقدر وحشی ام. سرکش و دست نیافتنی!
طنابت را که به آن لقب عشق داده ای،به زمین بیافکن.من قلاده نمی خواهم ، چون
من عشق نمی دانم! با من ازآن سخن مگو...
عشق چیست؟ صدای ناله های دلخراش پیرمردی که زیرشلاق جور و بی عدالتی کمرخم کرده و توانش نیست که به چشمان سراپا منتظر و نگران فرزندانش چشم بدوزد!!! صدایش را می شنوی؟
با تمام وجودم، با ذره ذره ی قلبم، صدایش را می شنوم. تو می گویی:" از تقدیرسخن مران که او حریفی بی رقیب است."
چگونه میتوانم ببینم و بگذرم؟؟!! چگونه می توانم ازارتعاش بدن یک مریض رو به مرگ بر خود نلرزم؟ چگونه؟؟ چگونه؟؟؟
من عشق نمی دانم! عشقی که در حصار عدد دو محبوس شده ! همانند لیلی و مجنون،
شیرین و فرهاد...
عشقی که در نهایت غرور و افتخار به زیبایی خویش،بویی جزکثافت و تباهی ندارد.
من عشق نمی دانم! با من ازعشق سخن مگو.گفتی که :" روح بدبینی با جسم تو همانند پیچک و دیوار به هم تنیده شده اند. از بند غرور رها شو وعشق را بیاموز!
می خواهم بمانم.آری، می دانم که می خواهم در بند غرور باشم.می دانی چرا؟ چون به
محض رهایی از بند غرور، تو طنابت را به گردنم می آویزی به امید اینکه مرا از گرداب تزلزل
رهایی دهی ولی نمی دانی که این طناب به دور گردن من آویخته شده ومرا بی آنکه بدانی به
نام عشق به دار می آویزی!!!
گفتم که من عشق نمی دانم! |
|
+ نوشته شده در
دهم فروردین 1385ساعت 10:46 توسط فرزین از شیراز |
|
|
مردم ناحق،بی منطق و خودخواه هستند. در هر صورت آنها را دوست داشته باش. اگر کار خوبی کنی،مردم از روی انگیزه های خود خواهانه و مخفی خودشان تو را متهم خواهند کرد. در هر صورت خوبی کن. اگر موفق هستی،دوستان دروغین و دشمنان راستین پیدا خواهی کرد. در هر صورت موفق باش. کار خوبی که امروز انجام دهی فردا فراموش می شود. در هر صورت کار خوب بکن. صداقت وسادگی ،تو را در معرض خطر قرار می دهد. در هر صورت صادق و ساده باش. حقیرترین مردان با حقیرترین افکار می توانند بزرگترین مردان با بزرگترین افکار را بی اعتبار سازند. در هر صورت افکار بزرگ داشته باش. مردم شخص بازنده را دوست دارند،ولی فرد پر قدرت را پیروی می کنند. در هر صورت بر علیه زندگی بجنگ. آنچه که سالها برای بنای آن زحمت کشیدی شاید یک شبه از بین برود. در هر صورت بنا کن. مردم واقعاً به کمک احتیاج دارند،ولی ممکن است اگر به آنها کمک کنی به تو حمله کنند. در هر صورت به مردم کمک کن. بهترین های خود را به دنیا عرضه کن و او دندان هایت را خرد خواهد کرد. در هر صورت بهترین خود را به دنیا عرضه کن. |
|
+ نوشته شده در
نهم فروردین 1385ساعت 18:57 توسط فرزین از شیراز |
|
|
چی بگم که خیلی تنهام می دونی یاری ندارم
چی بگم که غیرِ غصه دیگه دلداری ندارم
هیچ کسی پا نمی ذاره به سراچه ی خیالم
هیچ کسی نداد جواب این سؤال بی جوابم
چی بگم که خیلی تنهام می دونی یاری ندارم
چی بگم که غیرِ غصه دیگه دلداری ندارم
هیچ کسی پا نمی ذاره به سراچه ی خیالم
هیچ کسی نداد جواب این سؤال بی جوابم
هر کی اومد دو سه روزی از دلم بازیچه ای
ساخت
دلمم مثل عروسک ساده بود دل به دلش باخت
گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه
عاشقا تنها می مونن تنهایی مرامِ عشقه
تنهایی مرامِ عشقه هر کی اومد دو سه روزی از دلم بازیچه ای
ساخت
دلمم مثل عروسک ساده بود دل به دلش باخت
گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه
عاشقا تنها می مونن تنهایی مرامِ عشقه
تنهایی مرامِ عشقه |
|
+ نوشته شده در
نهم فروردین 1385ساعت 18:56 توسط فرزین از شیراز |
|
|
هر كسي به من كلمه اي بياموزد مرا بنده خود كرده است.
* قناعت ثروتي است كه پاياني ندارد. * هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است. * شجاع ترين مردم آن است كه حرف حق را بزند. * بزرگترين جهاد، مبارزه با نفس است. * شمشير آخته دردست مرد شجاع، عزيزتر از سخن راست نيست. * زشت ترين سخن راست، ستايش انسان از خويشتن است. * بهترين گفتارها آن است كه عمل تصديق كند. * هركه نيكي را از بدي نشناسد، از چهارپايان است ! * بايد مردم در برابر حق نزد تو مساوي و يكسان باشند. * بر برادر تو همان حقي است كه تو داري. * من گواهي شخص فاسق را جز عليه خودش قبول نميكنم. * نيكي و احسان را جز آدم نادان رد نميكند. * يتيم را با آنچه كه فرزندان خود را ادب ميكني، تاديب كن. * آنكس كه تو را بيم دهد، مانند كسي است كه تو را مژده دهد. * دشمن دانا از دوست نادان بهتر است. * دوري و جدايي دوستان ، غربت و تنهايي است. * حاجت از دست دادن بهتر كه از نااهل خواســتن ! * آرزوهايتان را به كساني متوجه كنيد كه دلهايتان آنها را دوست دارد. * شكيبايي مركبي است كه خسته نشود. * شخصيت مرد زير زبان اوست. * عبرتها چه بسيار است، ليكن پند گرفتن كمتر است. * اگر درباره كسي مشكوك باشيد، به دوستانش نگاه كنيد. * هر تنفس انسان گاميست كه بسوي مرگ بر ميدارد. * مردم دشمن چيزهايي هستند كه نميدانند. * بهترين زهدها، پنهان داشتن آن است. * شگفتا! آيا خـلافت و حـكومت با رفاقت و خويشي هم ميشود ؟! * عدالت زمامدار نيكوتر از خير روزگار است. * هرگز كسي را به مبارزه و جنگجويي دعوت نكن. * روز دادستاني و عدالت از ظالم، سختتر از روز ستم بر ستمديده است. * حكومت خود را با ريختن خون حرام، استوار نكن. * هرگز ياور ستمكار نباش. * حكمت را با نااهل نگوييد كه به حكمت ستم كردهايد. * به گوينده نگاه نكن، حرف را در نظر بگير. * بزرگواري با خرد و ادب است، نه با اصل و نسب. * عقل و خرد، شمشير برندهايست. * دانش نگهبان توست، در حاليكه تو ثروت را بايد محافظت كني. * بي ارزشترين مردم، كم دانشترين آنهاست. * دانشمندان، به علت كثرت نادانان غريبند. * مرگ بزرگ همان فقر و بينوايي است. * فقر و تنگدستي، مرد باهوش را گنگ و لال ميكند. * انسان به نعمتي نميرسد مگر اينكه نعمت ديگري را از دست ميدهد. * از قرض كردن بپرهيزيد * قرض كردن زبوني و خواري است. * غم وغصه نيمي از پيري است. * قصاص و انتقام قبل از جنايت، درست نيست. * من به خاطر سوء ظن و بدگماني، كيفر نميدهم. * تو را از عجله و شتاب در سخن و كار نهي ميكنم. * خداوند به مردم پناه داده تا از ستم دور باشند. * زمامداران بوسيله ظلم آزمايش ميشوند. * با توده جماعت باشيد، چراكه دست خدا با جماعت است. * هركه از حق تجاوز كند راهش گم ميشود. * زكات پيروزي عفو و بخشش است. * ذمهء من در گرو آن چيزي است كه ميگويم. * صفتي بدتر از دروغ وجود ندارد. * براي دنيا به گونه اي زندگي كن كه گويي تا ابد زنده اي و براي آخرت به گونه اي زندگي كن كه گويي لحظه مرگت نزديك است * فرزندان خود را بااخلاق خود تربيت نكنيد، زيرا كه آنان براي زماني غيراز زمان شما خلق شدهاند. * هيچ فقيري گرسنه نمانده مگر درسايه آنكه ثروتمندي از حق او بهرهمند گشته است. * چون تو به جانب مرگ ميروي و مرگ جانب تو ميآيد، زود به يكديگر خواهيد رسيد |
|
+ نوشته شده در
نهم فروردین 1385ساعت 18:51 توسط فرزین از شیراز |
|
|
عشق یعنی با تو خواندن از جنون عشق یعنی سوختن ها از دروون عشق یعنی از سوختن تا ساختن عشق یعنی عقل و دین را باختن عشق یعنی دل تراشیدن ز گل عشق یعنی گم شدن در باغ دل عشق یعنی تو ملامت کن مرا عشق یعنی میستایم من تورا عشق یعنی در پی تو در به در عشق یعنی یک بیابان درد سر عشق یعنی با تو آغاز سفر عشق یعنی قلبی آماج خطر عشق یعنی تو بران از خود مرا عشق یعنی باز می خوانم تو را عشق یعنی بگذری از آبرو عشق یعنی کلبه های آرزو عشق یعنی با تو گشتن هم کلام عشق یعنی انتظار یک سلام عشق یعنی دستهایی رو به دوست عشق یعنی مرگ در راهت نکوست عشق یعنی شاخه های گل در سبد عشق یعنی دل سپردن تا ابد عشق یعنی سرو هایی سر بلند عشق یعنی خار ها هم گل کنند عشق یعنی تو بسوزانی مرا عشق یعنی سایه بان من تو را عشق یعنی بشکنی قلب مرا عشق یعنی می پرستم من تو را عشق یعنی ان نخستین حرف ها عشق یعنی در میان برف ها عشق یعنی یاد ان روز نخست عشق یعنی هر چه در ان یاد توست عشق یعنی تک درختی در کویر عشق یعنی عاشقانی سر به زیر عشق یعنی بگذری از هفت خان عشق یعنی آرش و تیرو کمان ... |
|
+ نوشته شده در
نهم فروردین 1385ساعت 18:42 توسط فرزین از شیراز |
|
|
+ نوشته شده در
نهم فروردین 1385ساعت 18:24 توسط فرزین از شیراز |
|
|
تا حالا میدونستی love مخفف چه کلماتی هستش ؟ ...................................................... Lake of sorrow (دریـچه ی غم ) ....................................... Ocean of tears (اقیانوس اشک) ....................................... Valley of death (دیــــار مــرگ) ..................................... End of life (پایان زندگی) |
|
+ نوشته شده در
نهم فروردین 1385ساعت 18:21 توسط فرزین از شیراز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بر تاريکي عمر خود
و در زير آسمان شبهاي تار من يک بي ستاره ام که تنهاي تنها نشسته ام... سلام خوشحالم که به وبلاگم سر زدين! اميدوارم که هيچ وقت عشقتون تبديل به نفرت نشه! منتظر نظراتتون هستم دوستون دارم.... |
| پیوندهای روزانه |
|
یکی از وبلاگ های زیبا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
$ |
| پیوندها |
|
عاشقی رضا از این پل رد شو تا به جزیره ی عشق برسی خیلی توپ از روژان خانم دختر پاییزی زیباست ok همه چیز دراین سایت ظه Love God و اما عشق ok ازاقا امیر از لیلا خانم توسط مریم مهیاد |
|
RSS
|