![]() |
![]() |
|
| حضرت عشق به فرما که دلم خانه ی توست |
|
به کوه گفتم عشق چیست؟
به ابر گفتم عشق چیست؟
به باد گفتم عشق چیست؟
به پروانه گفتم عشق چیست؟
به گل گفتم عشق چیست؟
و به انسان گفتم عشق چیست؟ اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟ |
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم فروردین 1385ساعت 20:59 توسط فرزین از شیراز |
|
|
اگر مکمل عشق دلدادگی باشد ثمره ی ان اشفتگی است. اگر مکمل عشق حسرت باشد ثمره ی ان تنهایی است. اگر مکمل عشق محبت باشد ثمره ی ان فداکاری است. اگر مکمل عشق عشق باشد ثمره ی ان عاشقی است. |
|
+ نوشته شده در
بیستم فروردین 1385ساعت 20:26 توسط فرزین از شیراز |
|
|
هر چي فكر ميكنم می بینم هيچوقت نميشه عشق را بهانه ساخت براي ارزان فروختن عشق. اما به بهاي چه چيزي.به بهاي روزهاي سردي كه خيابان ها را قدم مي زدم براي رسيدن به تو. يا به بهاي دقايقي كه نگاه منتظرم خشك ميشد به پنجره ي خانه ات براي يكبار ديدن روي تو. يا شايد به بهاي لرزه اي كه بر اندامم افتاد براي رهايي از مرداب خيال و ترس از جواب تو. يا اينكه به بهاي بهاري كه سفر كرد اما خزان وجودت راه را بست برروياي دل تو. اي كاش فقط براي يك ثانيه منو درك ميكردي تا در سكوت غم اسير نميشدم. اي كاش فقط براي يك ثانيه می ماندی تا در غربت عشق نمی پوسیدم |
|
+ نوشته شده در
بیستم فروردین 1385ساعت 20:24 توسط فرزین از شیراز |
|
|
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه ناتمام ماندن قشنگ ترین داستان زندگی است که مجبوری اخرش را با جدایی به سرانجام رسانی. عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی. عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد. عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است. عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه گذاشتن سر در برابر رودی است که از چشمان تو جاری است.
عاشق شاید کسی را که به خطر او خندیده فراموش کند.ولی هرگز کسی را که به خاطر او گریسته است فراموش نخواهد کرد. من از هنگام دیدن تو تاکنون سر بر شانه های تو گریسته ام.پس چگونه میتوان لحظه ی دیدار شفیق را فراموش کرد. چگونه میتوان با ابرهای بهاری در سرودن تو همراه نشد. اگر ماه بودی به صد ناز شاید شبی بر لب بام من می نشستی. اگر سنگ بودم به هر کجا که بودم سر رهگذار تو جا می گرفتم. اگر ماه بودم به هر کجا که بودم سراغ تو را از خدا می گرفتم. اگر سنگ بودی به هر کجا که بودم مرا می شکستی.
|
|
+ نوشته شده در
بیستم فروردین 1385ساعت 20:23 توسط فرزین از شیراز |
|
|
دوست داشتن از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی.اما دوست داشتن پیوندی خود اگاه و از روی بصیرت روشن و زلال است. عشق بیشتر از غریزه اب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است.دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر کجا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با ان اوج می یابد. عشق در قالب دلها متجلی میشود. عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست.اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی است.
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی نیست. عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می افریند و دوست داشتن زیباییهای دلخواه را در عشق میبیند و میابد. عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی و بی انتها. عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن. عشق بینایی را میگیرد و دوست داشتن بینایی را میدهد. عشق نیرویی است در عاشق که او را به معشوق می کشاند و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست که دوست را به دوست میبرد. عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو در دوست. عشق ریسمان طبیعت است و سر کشان را به بند خویش می اورد تا انچه را که انان خود تز طبیعت گرفته اند بدو باز پس دهند و انچه را مرگ ستانده است به حیله ی عشق بر جای نهند که عشق تاوان مرگ است. عشق مامور تن استو دوست داشتن پیغمبر روح. عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن.
|
|
+ نوشته شده در
بیستم فروردین 1385ساعت 20:21 توسط فرزین از شیراز |
|
|
نظر یادتون نره
|
|
+ نوشته شده در
بیستم فروردین 1385ساعت 11:32 توسط فرزین از شیراز |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
بیستم فروردین 1385ساعت 10:32 توسط فرزین از شیراز |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
بیستم فروردین 1385ساعت 10:31 توسط فرزین از شیراز |
|
|
!-- WWW.farzin1255.BLOGFA.COM -->
|
|
+ نوشته شده در
بیستم فروردین 1385ساعت 10:30 توسط فرزین از شیراز |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
بیستم فروردین 1385ساعت 10:28 توسط فرزین از شیراز |
|