![]() |
![]() |
|
| حضرت عشق به فرما که دلم خانه ی توست |
|
ميدوني لذت زير بارون بودن چيه؟ اينه كه كسي اشكهات رو نمي بينه !
عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است
تارغرور بر دروازه محبت تنيدن و چه فاصله کوتاهي است تا انتهاي مرز بودن......
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود
وصیت عشق تا چندصباحی دیگر شاید پایان زندگی ام باشد ٬ و شاید آغاز دوباره زندگی آری من بیمارم٬ بیماری که من مبتلا شده ام پایانش مرگ است٬ تاریخ مرگم را میدانم و منتظر آن می مانم تا فرا رسد امیدی ندارم ٬ تنها امیدم به خداست که دوای دردم را برایم برساند می خواهم دراین لحظات که از مرگ خودم باخبرم و میدانم چه زمانی فرا می رسد وصییتی برای همگان بنویسم پس بخوانید وصیت من را در وبلاگ فرناز که عشق من آهای آدمیان٬ به چشمهای خود بیاموزید که نگاه به کسی نیندازند٬ اگر نگاه انداختند عاشق نشوند٬ اگر عاشق شدند وابسته نشوند٬ اگر وابسته شدند مجنون نشوند٬ و اگر نیز مجنون شدند با عقل و منطق زندگی کنند آهای عاشقان اینک که پا به این راه دشوار گذاشته اید٬ با صداقت عشق را ابراز کنید٬ تنها عاشق یک دل باشید٬ تنها به یک نفر دل ببندید٬ و با یکرنگی و یکدلی زندگی کنید. آهای عاشقان به عشق خود وفادار باشید٬ تا پایان راه با عشق باشید٬ واز ته دل عشق را دوست داشته باشید. آهای عاشقان از تمام وجود عاشق شوید٬ و با اراده و اطمینان پا به این راه بگذارید رسم عاشقی دروغ وخیانت نیست٬ رسم عاشقی صداقت است پس سرلوحه و الگوی خودرا صداقت قرار دهید. آهای عاشقان نه لازم است مجنون باشید و نه فرهاد٬ تنها خودتان باشید٬ همین وبس. آهای عاشقان ٬ ساده نباشید٬ عشق را از ته دل بخواهید وانتظار عشق را حتی تا پای مرگ بکشید... آهای عاشقان عشق را برای قلبش بخواهید نه برای هوس و خوش گذرانی و گذراندن لحظه های زندگی! با هدف عاشق شوید و با عشق نیز از این دنیا بروید! وصیت من به همه عاشقان و آدمیان همین چند جمله بود من سرطان دارم ................ سرطان عشق! دوای درد من معشوقم هست٬ وتاریخ مرگم برابر جدایی او از من میباشد. دوای دردم رسیدن به معشوقم هست٬ وتاریخ شفایم گرفتن دستان او و رسیدن به او میباشد. پس خداوندا دوای درد مرا به قلبم برسان تا این کاووس وحشتناک سرطان و مرگ به خاطر جدایی جدایی از عشق را از وجودم محو شود !! الهی به امید تو . منبع این مطالب : دفتر عشق
همه چیز درباره زندگی !! وقتی پاییز میشه، ما آدمها خوشمون میاد که پا روی برگها بذاریم و صدای خش خش اونا رو بشنویم و لذت ببریم! برگ یه روزی تمام زندگی درخت بوده! همه عشقش و همه امیدش! درخت همه ی شیره ی جونش رو به برگ می داد تا سبز بمونه و ازش جدا نشه! آب و باد و خاک و همه و همه به درخت کمک می کردند و برگ زندگی شاهانه ای داشت. خستگی تو کارش نبود! چون هر وقت که دلش می گرفت دستش رو دراز می کرد و خدا رو تو آسمون لمس می کرد! یا هر وقتی که خسته تر می شد، با غرور از بالا به آدمها نگاه می کرد و به نظرش چقدر آدمها پست و کوچیک بودن! همه چیز قشنگ بود تا اینکه پاییز رسید! درخت از برگ خسته شد و دیگه براش سبزی برگ جذاب و زیبا نبود! برگ پیر شده بود و درخت دیگه نمی تونست سنگینیش رو تحمل کنه! این شد که دیگه شیره ی جونش اون قوت همیشگی رو نداشت! چون دیگه با عشق به برگ داده نمی شد! برگ این رو فهمید! دلگیر شد و افسرده! اما کاری از دستش بر نمی اومد! سعی کرد بارش رو از رو دوش درخت کم کنه! اما کم کم دیگه درخت برگ رو ندید و چیزی نبود که به برگ بده! برگ پژمرد! افسرد! خشکید و افتاد! ما آدمها افتادن برگ رو نشونه ی زیبایی زمین گرفتیم و اسمش رو گذاشتیم جشن برگریزان! زمین پر از برگهایی بود که از اوج به زمین افتاده بودند! درخت ازشون بریده بود! حتی باد اونها رو به هر طرف مینداخت! بارون اونها رو خیس می کرد و آفتاب اونها رو می پوسوند! دیگه هیچکس برگ رو دوست نداشت! برگ از اوج به دره افتاده بود و همه راضی بودند! ما آدمها هم راضی هستیم از اینکه پا روی برگها می ذاریم و صدای شکسته شدنشون رو می شنویم و لذت می بریم! اما می دونید برگ چیکار می کنه؟! برگ هنوز عاشق درخته! اون نمی تونه محبتهای درخت رو فراموش کنه و زحمتهای باد و بارون و خورشید رو! برگ نمی تونه از درخت دل بکنه! اما دیگه زمستون داره تموم میشه و وقت جوونه زدن درخته! وقت اومدن معشوقه های تازه ی درخت! اینه که برگ می پوسه و می پوسه و می پوسه و میشه قوت خاک! میشه کود! میشه غذای درخت! میشه شیره ای که توی وجود درخته و حالا باید توی رگهای معشوقه های جوونش بره! برگ می پوسه و خودش رو به پای درخت می ریزه تا درخت راضی باشه و زندگی خوبی رو با معشوقه های جدیدش داشته باشه! درخت از برگ خسته شده؛ پاییز بهانه است....
می گن شیرین وفرها رفتن توی هر یاد چون به هم نرسیدن کردن عشقو فریاد
عشق این نیست که دل به صدنفر بندیم عشق آن است که صد دل به یکنفر بندیم
چي بگم والا؟
اگه كسي بهت روزي 1 آف زد، يعني به يادته. اگه 2تا زد دوستت داره. اگه 3تا زد، عاشقته. اگه 4 تا زد مي خوادت، اگه یه سایت درست کنه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
1.اگه اولش به فكر آخرش نباشي، آخرش به فكر اولش مي افتي. 2.لذتي كه در فراق هست، در وصال نيست! چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق! 3.آغاز كسي باش كه پايان تو باشد.
خدايئش تصور كن …
جدا اگه بفهمي يكي كه اصلا فكرشو نمي كني هميشه دوست داشته، و وقتي تو آن ميشدي از خجالت آف ميشده و هيچ وقت نتونسته حتي بهت PM بده...و هميشه منتظر صداي زنگ PM تو بوده، چي كار مي كني؟ اگه اون واقعا بهت بگه دوست دارم چي؟!
امشب خدا تو آسمون يه مهموني بزرگ ترتيب داده اما هنوز جشن شروع نشده چون يكي از فرشته ها اوون پايين داره آف من رو مي خونه!
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته...
به چشمانت بياموز كه هركس ارزش ديدن ندارد!
بدترين درد اين نيست كه..................... عشقت بميره بدترين درد اين نيست كه.....................به اوني كه دوستش داري نرسي بدترين درد اين نيست كه.....................عشقت بهت نارو بزنه بدترين درد اينه كه..............................يكي رو دوست داشته باشي و اون ندونه !
اگه كسي ديونه ات بود، عاشقش باش. اگه عاشقت بود، دوستش داشته باش. اگه دوستت داشت، بهش علاقه نشون بده. اگه بهت علاقه نشون داد فقط يك لبخند بزن.
دوست دارم
خدايئش تصور كن …
جدا اگه بفهمي يكي كه اصلا فكرشو نمي كني هميشه دوست داشته، و وقتي تو آن ميشدي از خجالت آف ميشده و هيچ وقت نتونسته حتي بهت PM بده...و هميشه منتظر صداي زنگ PM تو بوده، چي كار مي كني؟ اگه اون واقعا بهت بگه دوست دارم چي؟!
|
|
+ نوشته شده در
بیستم مهر 1385ساعت 11:21 توسط فرزین از شیراز |
|
|
زندگی یعنی مسیری رو به آبزندگی یعنی نه بیداری نه خوابزندگی یعنی سرای امتحانزندگی یعنی در آن عاشق بمانزندگی یعنی کمی و کاستیزندگی یعنی دروغ و راستیزندگی یعنی صفا، مهر و وفازندگی یعنی ستم، جور و جفازندگی یعنی سفر،راهی دراززندگی یعنی جهانی رمزدارزندگی یعنی مهی در پشت ابرزندگی یعنی بلا و درد و صبرزندگی یعنی فریب میزبان زندگی یعنی دو روزی میهمانزندگی یعنی
عشق يعني محنت و سوز و گداز
زندگی جاریست پس باید عاشقانه زیست
|
|
+ نوشته شده در
بیستم مهر 1385ساعت 11:1 توسط فرزین از شیراز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بر تاريکي عمر خود
و در زير آسمان شبهاي تار من يک بي ستاره ام که تنهاي تنها نشسته ام... سلام خوشحالم که به وبلاگم سر زدين! اميدوارم که هيچ وقت عشقتون تبديل به نفرت نشه! منتظر نظراتتون هستم دوستون دارم.... |
| پیوندهای روزانه |
|
یکی از وبلاگ های زیبا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
$ |
| پیوندها |
|
عاشقی رضا از این پل رد شو تا به جزیره ی عشق برسی خیلی توپ از روژان خانم دختر پاییزی زیباست ok همه چیز دراین سایت ظه Love God و اما عشق ok ازاقا امیر از لیلا خانم توسط مریم مهیاد |
|
RSS
|