تبليغاتX
حضرت عشق
حضرت عشق به فرما که دلم خانه ی توست
+ نوشته شده در  نوزدهم آبان 1385ساعت 19:3  توسط فرزین از شیراز | 
+ نوشته شده در  نوزدهم آبان 1385ساعت 18:57  توسط فرزین از شیراز | 

حمید مصدق


تو به من خندیدی
 و نمی دانستی
 من به چه دلهره از باغچه همسایه
 سیب را دزدیم
 باغبان از پی من تند دوید
 سیب را دست تو دید
 غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خک
 و تو رفتی و هنوز
 سالهاست که در گوش من آرام آرام
 خش خش گام تو تکرار کنان
 می دهد آزارم
 و من اندیشه کنان غرق این پندارم
 که چرا
 خانه کوچک ما سیب نداشت


قصیده آبی خکستری سیاه

در شبان غم تنهایی خویش
عابد چشم سخنگوی توام
من در این تاریکی
من در این تیره شب جانفرسا
زائر ظلمت گیسوی توام
گیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی من
گیسوان تو شب بی پایان
جنگل عطرآلود
شکن گیسوی تو
موج دریای خیال
کاش با زورق اندیشه شبی
از شط گیسوی مواج تو من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم
کاش بر این شط مواج سیاه
همه ی عمر سفر می کردم
من هنوز از اثر عطر نفسهای تو سرشار سرور
گیسوان تو در اندیشه ی من
گرم رقصی موزون
کاشکی پنجه ی من
در شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست
چشم من چشمه ی زاینده ی اشک
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود
شب تهی از مهتاب
شب تهی از اختر
ابر خکستری بی باران پوشانده
آسمان را یکسر
ابر خکستری بی باران دلگیر است
و سکوت تو پس پرده ی خکستری سرد کدورت افسوس سخت دلگیرتر است
شوق بازآمدن سوی توام هست
اما
تلخی سرد کدورت در تو
پای پوینده ی راهم بسته
ابر خکستری بی باران
راه بر مرغ نگاهم بسته
وای ، باران
باران ؛
شیشه ی پنجره را باران شست
 از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربی رنگ
 من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای ، باران
باران ؛


+ نوشته شده در  نوزدهم آبان 1385ساعت 18:29  توسط فرزین از شیراز | 
سکوت


دروغ


+ نوشته شده در  نوزدهم آبان 1385ساعت 10:56  توسط فرزین از شیراز | 
بچه ها از همتون ممنونم

شريك خنده و شادی،رفيق ماتمم باشه
هنوزم در پی اونم كه عشقش سادگی باشه
نگاهای پر از مهرش پناه خستگی باشه
ميگن جوينده يابندس ولی پاهای من خستس
منم تا با همين پاها ميرم تا حدی كه جا هست
هنوزم در پی اونم كه اشكامو روی گونم
با اون دستای پر مهرش كنه پاك و بگه جونم بگه جونم
نكن گريه منم اينجام بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخوای منم ای وای تو رو ميخوام
خدايا عشق من پاكه درسته عشقی از خاكه
منم اون عاشق خاكی كه از عشق تو دل چاكه


+ نوشته شده در  هجدهم آبان 1385ساعت 15:40  توسط فرزین از شیراز | 

بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

 

در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد

باغ صد خاطره خنديد،

عطر صد خاطره پيچيد:

 

يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.

 

تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.

من همه، محو تماشاي نگاهت.

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشة ماه فروريخته در آب

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

يادم آيد، تو به من گفتي:

-        ” از اين عشق حذر كن!

لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن،

آب، آيينة عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

 

با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

 

روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...“

 

باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم!

 

اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ...

 

اشك در چشم تو لرزيد،

ماه بر عشق تو خنديد!

 

يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم.

نگسستم، نرميدم.

 

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...

 

بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

+ نوشته شده در  هجدهم آبان 1385ساعت 15:25  توسط فرزین از شیراز | 



+ نوشته شده در  هجدهم آبان 1385ساعت 15:19  توسط فرزین از شیراز | 
 
+ نوشته شده در  هجدهم آبان 1385ساعت 15:3  توسط فرزین از شیراز | 

 
+ نوشته شده در  شانزدهم آبان 1385ساعت 12:4  توسط فرزین از شیراز | 
+ نوشته شده در  شانزدهم آبان 1385ساعت 11:59  توسط فرزین از شیراز | 

http://www.irib.ir/radio/adab/hafez/fale.asp

 

Fal    

+ نوشته شده در  شانزدهم آبان 1385ساعت 11:36  توسط فرزین از شیراز | 

عشق آواز قشنگي است ، خدا مي داند

 

سرنوشتي كه مرا با تو به خود مي خواند

 

هر چه از خويش گريزم به تو نزديك شوم

 

گوش كن قلب من از دور تو رامي خواند !!

          

          

       

       

     

    

+ نوشته شده در  شانزدهم آبان 1385ساعت 11:11  توسط فرزین از شیراز | 

 

روزگاران از پس روزگاران بی عشق می گذرند


و عشق مرا به ماوای خود فرا می خواند


که من طاقت دیدارش را ندارم


اين دل روزگاریست که به ديدار او نشسته است


و در حضورش بی حضوری ها نمایان است


مرا بر دل بخوان


که ديريست به انتظار نشسته


و باران را به نام تو می انگارد


و باد را به یاد تو می خواند و کوهساران را به رویای تو می شکافد

 


 
+ نوشته شده در  شانزدهم آبان 1385ساعت 11:9  توسط فرزین از شیراز | 
 
 

http://i2.tinypic.com/vdhmdy.jpg 
+ نوشته شده در  شانزدهم آبان 1385ساعت 11:7  توسط فرزین از شیراز | 
هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده


زندگي چيست ؟ عشق است . عشق چيست ؟ بوسه است . بوسه چيست ؟ بيا جلو نشونت بدم


فرشته‌ها وجود دارن، اما بعضي وقت‌ها چون بال ندارن، ما بهشون مي‌گيم دوست . خوبي دوست من


بي دل و خسته در اين شهر هستم و دلداري نيست........غم دل با كه توان گفت كه غم خواري نيست.......شب به بالين من خسته به غير ازغم دوست ز آشنايان كهن يار و پرستاري نيست.... يا رب اين شهر چه شهريست كه صد يوسف دل به كلافي بفروشيم و خريداري نيست..... فكر بهبود خود اي دل بكن از جاي دگر.... كه اندر اين شهر طبيب دل بيماري نيست

+ نوشته شده در  شانزدهم آبان 1385ساعت 11:2  توسط فرزین از شیراز | 
چون غروب خیلی قشنگه

 

تو خود خود غروبی

 

چی بگم قحطی واژه ست

 

هر چی هستی خیلی خوبی

 

 
 
+ نوشته شده در  پانزدهم آبان 1385ساعت 17:40  توسط فرزین از شیراز | 

دیدم دلم گرفته !................هوای گریه دارم ...............تو این

 غروب غمگین

دور از رفیق و یارم ..........دیدم دلم گرفته ............دنیا به این

شلوغی

این همه آدم اما ............من کسی رو ندارم ..............دیدم غروبه اما

نه مثل هر غروبی ...........پهنای آسمونه ............هرگز ندیده بودم

از غم به این شلوغی ..........دیدم که جاده خسته س ...........از این

 که عمری بسته س

اونم تمام حرفاش ...............یا از هجوم بارون ............یا از پلی

شکسته س

اونم تمام راهاش یا انتها نداره .............یا در میونه بسته س

من و غروب وجاده ...............رفتیم تا بی نهایت ..........از دست

دوری راه

یکی نداشت شکایت ................گم شدیم از غریبی ..............من

و غروب و جاده

از بس هوا گرفته .............از بس که غم زیاده ...........پر از غبار

 غم بود

هر جا نگاه می کردی ...........کی داشت خبر که یک روز میری که

 بر نگردی!!!!!!.

+ نوشته شده در  پانزدهم آبان 1385ساعت 17:37  توسط فرزین از شیراز | 
 
اگر مردي زن نگيرد عاقل است ولي اگر زني شوهر نکند ، «بيخ ريش پدرش مانده» است

اگر مرد شبها تا صبح بيرون از منزل بماند ، «مهماني» بوده است ولي اگر زن بعد از غروب آفتاب به منزل بياد «ددر» رفته بوده و رفيق دارد

اگر مرد با خشونت صحبت کند «لحن مردانه» دارد و اگر زن با خشونت حرف بزند «بي ادب و دريده» است

اگر مرد ضيف النفس و سهل انگار باشد «جوانمرد» است ولي اگر زن بردبار و با گذشت باشد «بي عرضه و شلخته» است

اگر مرد ساعتها با کسي در گوشي صحبت کند «کسب اخبار» است و اگر زني قدري حرف بزند «وراج» است

اگر مرد در حضور ديگران به زنش محبت کند و او را ببوسد «مهربان و وفادار» است ولي اگر زن اينکار را بکند «بي حيا» است

اگر مرد پر خور باشد «خوش اشتهاء» است ولي اگر زن پر خور باشد «شکمو» است

اگر مرد چهل سال داشته باشد «جوان» است و اول چلچليش ولي اگر زني سي و پنج سال بيشتر داشته باشد «مادر فولاد زره» است

اگر مرد خراّج باشد «دست و دل باز است» و اگر زني خراّج از آب در بيايد «خانه خراب کن» است

اگر مرد خسيس باشد «مقتصد و صرفه جو» است و اگر زن بخيل باشد «گدا» است

اگر مرد موهايش سفيد شده باشد «پخته و موقر» است ولي اگر زن موهايش قدري خاکستري باشد «عجوزه و پير کفتار» است

اگر مرد کم حرف باشد «متين و سنگين» است ولي اگر زن کم حرف بزند «از خود راضي و اخمو» است

اگر مرد سبيل داشته باشد ولو هر قدر دراز و گنده و بد قواره «علامت مردانگي و زينت» است ولي اگر زني موئي در صورت داشته باشد «واي خدا بدور» نگو نگو

+ نوشته شده در  پانزدهم آبان 1385ساعت 17:35  توسط فرزین از شیراز | 
زهر شيرين_فريدون مشيري

تو را من زهر شيرين خوانم اي عشق،

كه نامي خوش تر از اينت ندانم

وگر-هر لحظه- رنگي تازه گيري،

به غير از زهر شيرينت نخوانم.

تو زهري ،زهر گرم سينه سوزي،

تو شيريني،كه شور هستي از توست.

شراب جام خورشيدي،كه جان را

نشاط از تو،غم از تو ،مستي از توست.

به آساني ،مرا از من ربودي

درون كوره ي غم آزمودي

دلت آخر به سرگرداني ام سوخت

نگاهم را به زيبايي گشودي.

بسي گفتند:-((دل از عشق برگير!

كه :نيرنگ است و افسون است و جادوست!))

ولي ما دل بستيم و ديديم

كه او زهر است،اما ...نوشداروست!

چه غم دارم كه اين زهر تب آلود،

تنم را در جدايي مي گدازد

از آن شادم كه در هنگامه ي درد،

غمي شيرين دلم را مي نوازد.

اگر مرگم به نامردي نگيرد:

مرا مهر تو در دل جاوداني ست.

و گر عمرم به ناكامي سرآيد؛

تو را دارم كه،مرگم زندگاني ست.

+ نوشته شده در  پانزدهم آبان 1385ساعت 17:31  توسط فرزین از شیراز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بر تاريکي عمر خود
و در زير آسمان شبهاي تار
من يک بي ستاره ام
که تنهاي تنها نشسته ام...
سلام
خوشحالم که به وبلاگم سر زدين!
اميدوارم که هيچ وقت عشقتون تبديل
به نفرت نشه!
منتظر نظراتتون هستم
دوستون دارم....

پیوندهای روزانه
یکی از وبلاگ های زیبا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
آرشیو موضوعی
$
پیوندها
عاشقی
رضا
از این پل رد شو تا به جزیره ی عشق برسی
خیلی توپ
از روژان خانم
دختر پاییزی
زیباست
ok
همه چیز دراین سایت
ظه
Love God
و اما عشق
ok
ازاقا امیر
از لیلا خانم
توسط مریم
مهیاد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان