تبليغاتX
حضرت عشق
حضرت عشق به فرما که دلم خانه ی توست
سلام زنجیز پاک پیوندهاست


نقش زیبای زندگانی چیست؟





آشنانیان عمر من بودند:



رنجها ، دردها، جدائیها



غیر بیگانگی نبردم سود



ز آشنایان و آشنائیها



هر گلندام و گلرخی دیدم



داشت بوئی ز بی وفائیها



دل چو آئینه با صفا کردم ـــ



شد عیان نقش بی صفائیها





با جفا پیشگان وفا کردم



دل به بیگانه، آشنا کردم





یاد باد آن زمان که روز و شبان



داشتم گوشه ی فراموشی



شام من بود، در سر زلفی



صبح من بود در بنا گوشی



مست بودم ، ز نرگس مستی



گرم بود، ز گرم آغوشی



خوشه چین بودم ، از رخ ماهی



بوسه چین بودم، از لب نوشی



بر دلم نور عشق می دادند
سلام زنجیز پاک پیوندهاست


نقش زیبای زندگانی چیست؟





آشنانیان عمر من بودند:



رنجها ، دردها، جدائیها



غیر بیگانگی نبردم سود



ز آشنایان و آشنائیها



هر گلندام و گلرخی دیدم



داشت بوئی ز بی وفائیها



دل چو آئینه با صفا کردم ـــ



شد عیان نقش بی صفائیها





با جفا پیشگان وفا کردم



دل به بیگانه، آشنا کردم





یاد باد آن زمان که روز و شبان



داشتم گوشه ی فراموشی



شام من بود، در سر زلفی



صبح من بود در بنا گوشی



مست بودم ، ز نرگس مستی



گرم بود، ز گرم آغوشی





چشم گویان ، لبان خاموشی





از گلستان من بهار، گذشت



شادی و رنج روزگار گذشت
از گلستان من بهار، گذشت



شادی و رنج روزگار گذشت
+ نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1386ساعت 14:32  توسط فرزین از شیراز | 
عشق ، به کسی یا چیزی محدود نمی شود.

عشق ،پدیده ای نیست که در حصار بماند.

عشق،در دستان گشوده ی تو می بالد،

نه در دستان بسته ی تو.

وقتی دستان خویش را می گشایی،

همه ی هستی در آنها جای می گیرد

 

+ نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1386ساعت 14:14  توسط فرزین از شیراز | 

 

من اینجا عشق را باور نمی دارم

من اینجا مرگ عاشق را

به چشمان خودم دیدم

که جرمش عشق ورزی بود

من اینجا از خلایق هم گریزانم

و می دانم که آنان

خنده هاشان نیز مصنوعی ست

و گلهای اتاق خانه شان هم

جنس رنگ و کاغذ و موم است

و گر بر چهره شان آرایشی هم هست

می خواهند، تا پنهان کننداز هم

سیاهی درون شان را

من اینجا در میان نفرت و کینه گرفتارم

و آنانی که از عشق و محبت قصه می گویند

خداشان نیز می داند

دروغ است آنچه می گویند

به روی بوم هاشان جای گل

طرح قفس دارند

که در آن عشق زندانی است

من اینجا آشنایی را نمی بینم

که هر لحظه، به هر جا ، هر کسی

نقابی از دورویی بر سرش دارد

من اینجا دستهای سرخ می بینم

و خنجرهای خون آلود

که قصد کشتن انسانیت دارند

و از کشتار گلهای شقایق هم

به دل رحمی نمی دارند

من اینجا قصه های مرگ می خوانم

من از مردن نمی ترسم

ولی از کشتن اندیشه می ترسم

و از اعدام آزادی.....................

+ نوشته شده در  یازدهم مرداد 1386ساعت 9:38  توسط فرزین از شیراز | 

یادم باشد :

  حرفی نزنم که به کسی بر بخورد

          نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد

                    راهی نروم که بی راه باشد

                        خطی ننویسم که آزار دهد کسی را

 یادم باشد

                  که روز و روزگار خوش است

                        همه چیز

                  رو به راه است و خوب

                                                     تنها

                                                     تنها دل ما دل نیست .

                                                                        (( تکه ای از ترانه ناصر عبدالهی))

اما تو نیز ...

یادت باشد حقیقت با تمامی تلخی هایش از دوست داشتن بهتر است

یادت باشد آنکس که در قفس چشمانت اسیر شد آزاد نکنی

و مبادا با نگاهی ...

یادت باشد اگر کسی پرسید راه عاشقی کدام است ؟ جاده تنهایی را به او نشان ندهی

یادت باشد اگر کسی برایت نوشت : ((که دوستت دارم )). برایش نغمه جدایی سر ندهی .

 

                    یادت باشد که روز و روزگار خوش است

                          آری همه چیز بر وفق مراد است و خوب  .

                                و خوش تر از آن معشوق بودن .

                                     تنها دل عاشق است که دل نسیت .

                                            یادت باشد اگر دلی را تنها گذاشتی

                                                  چنان باش که روزی بتوانی به یادش آوری

یادت باشد به دیگران بیاموزی که چگونه بر غرورشان تکیه کنند .

آنگاه که اشکهایشان سبب از پا افتادنشان شد .

یادت باشد به دیگران بگویی که سرودن ((دوستت دارم ها )) چه بی اثر است .

یادت باشد

      آخرین لحظه خداحافظی تو

             آغاز لحظه شکستن است .

یادت باشد

     می توانستی بال پرواز باشی

            تا راه سعود به قله آرزوها ، به لحظه ای طی شود .

 

یادت باشد می توانستی بهترین بهانه باشی برای شکستن همه نباید ها

یادت باشد می توانستی بهترین خبر قاصدک ها باشی

یادت باشد می توانستی معنای واژه ((سکوت)) باشی

یادت باشد همه اینها را  می توانستی باشی

اما تو فقط

یک بغض بی وقفه 

و گریه ای بی نهایت شدی

+ نوشته شده در  دهم مرداد 1386ساعت 9:20  توسط فرزین از شیراز | 

ورود ممنوع آقایون

کدومتون میدونه که چیه؟؟ چه عاملیه که باعث میشه در تمام مراحل زندگی زنان، تاثیر نامطلوبی به واسطه اون گذاشته بشه؟؟ متاسفانه تنها در کشورهای سنتی گرا این عامل شدیداً قدرت داره ..این عامل چیزی نیست جز یک تفکر ساده ولی مسموم! تفکری که مثل یک پیچک دور زن رو میگیره و به آرامی وی رو خفه میکنه. اینکه یک زن نمی تواند بتنهایی موفق شود و احتیاج به یک تکیه گاه دارد!! یک تفکر باطل و کاملاً غلط… شما به هرچی دختر ایرانیه نگاه کنین. مغز همشون رو چند تا کلمه داره ویران میکنه..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دهم مرداد 1386ساعت 9:16  توسط فرزین از شیراز | 

 دیشب هنگامی دفتر چه یاد داشت هایم را ورق می زدم به این حکایت برخوردم که بد ندیدم آن را برایتان بازگو کنم . شاید  شما نیز جائی خوانده باشید و یا شنیده باشید. اما تکرار آن شاید خالی از فایده نباشد.

.

روزی یک مرد ثروتمند پسر بچه کوچکش را با خود به یک ده برد تا به او نشان دهد تا مرد می که در آنجا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند.

آنها دو شبانه روز در آنجا ماندند در یک خانه محقر روستائی مهمان مرد م ده بودند. در راه بازگشت مرد از پسرش پرسید نظرت در مورد مسافرتمان چه بود.

پسر جواب داد :عالی بود . پدر  

پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی ؟

پسر جواب داد : بله پدر

پدر گفت چه چیز یاد گرفتی ؟

پسر کمی فکر کرد و گفت : فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم ولی آنها چهار تا . ما در حیاطمان یک فواره داریم ولی آنها رود خانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوس های تزئینی داریم ولی آنها ستارگان بیشمار دارند. حیاط ما به دیوار هایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست .

پدر جان  تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم

+ نوشته شده در  هشتم مرداد 1386ساعت 15:31  توسط فرزین از شیراز | 


در زیر سیر تکاملی روش های مخ زنی در گذر تاریخ رو مشاهده می نمایید:

در عصر حجر

در این عصر چون هم زن و هم مرد زبون همدیگه رو نمی فهمیدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون دیگه نمیشد با صحبت کردن و عزیزم ساعت چنده و ببخشید مستقیم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزنی.پس باید با استفاده از ظاهر و عملیات محیرالعقول یه زن رو به دست میوردی.از جمله روش های مخ زنی این دوره عبارت بودند از:

* داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر کس ماشینش شیکتر و با کلاس تر باشد گزینه های بهتری گیرش میاد!)

*داشتن پشم و پیلی بیشتر در ناحیه سینه آقایون و کلاً در همه جای بدن! (نکته: پشم و پیلی نام یکی از عضو های بسیار مهم و حیاتی در بدن مرد های قدیم بود که نشانه مردانگی هم بود.)

*داشتن غار بزرگ تر

*داشتن لباس!(که این یکی رو فقط مرفهان بی درد اون دوره داشتند)

هدف از مخ زنی: بر اساس نقاشی های به دست آمده از روی غار ها انجام این عملیات احتمالاً هیچ هدفی رو دنبال نمی کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکی گوشت دایناسور دیر هضمه و باید فعالیت شدید! داشته باشی تا هضم بشه)

بعد از عصر حجر یه عصری اومد که در اون زن ها خیلی راحت در دسترس بودند و لازم نبود کلی تلاش کنی تا مخشون رو بزنی. البته به دلیل تلاش های زیادی که بعضی از زنان فمنیست جهت حذف کردن این قسمت تاریخ داشته اند ما اطلاعات دقیقی از این دوران نداریم.ولی میدونیم همیشه هم نبوده که مردا زجر بکشن!بلکه یه دوره ای توی تاریخ بوده که مردا حالشو بردند و چیز دیگه ای که میدونیم اینه که احتمالاً زنهای این دوره انسانهای بسیار فهیم و با منطقی بوده اند و خودشون درک کردند که اگر الکی کلاس بذارند ترشیده می شن و میمونن روی دست ننه باباهشون واسه همین هیچوقت نه نمیگفتند!!!!

دوره هخامنشی

در این عصر رن و مرد زبون همدیگه رو می فهمیدند ولی هنوز ساعت مچی اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزیزم ساعت چنده مخ یه دختر خانوم رو بزنی! و اصولاً زن های این دوره دو دسته بودند یکی زن های اشراف زاده و درباری بودند که کافی بود یه تیکه ناقابل بشون بندازی تا حسابت با کرام الکاتبین و شخص داریوش و کورش کبیر باشه و دسته دیگه زن های رعیت بودند که تنها کاری که بلد بودند آشپزی و آوردن آب از چاه بود!برای همین در این دوران برای اینکه یک زن خوب رو برای خودت برداری باید اول کلی زحمت می کشیدی و روش های شمشیر زنی و ... رو یاد می گرفتی.بعد میرفتی توی جنگ شرکت می کردی.بعد اگه احیاناً زنده می موندی میتونستی یکی از زن های دشمن رو واسه خودت به غنیمت ببری!پس می بینیم که باز هم علی رغم اینکه انسان بسیار پیشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زنی یکی از کار های شاق بود!اما برای زدن مخ زنان درباری باید ویژگی های زیر رو مد نظر قرار میدادند:

*حداقل یکی از اجداد پدری و مادری باید یه ربطی به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاری باشه(به اصطلاح امروزی آقازاده باشه!!!)

*داشتن شمشیر از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نیزه از جنس برنج (رجوع شود به شرایط گرز در عصر حجر)

*داشتن ریش بلند (رجوع شود به شرایط پشم! در عصر حجر)

هدف از مخ زنی: بر اساس کتیبه های به جا مانده از تخت جمشید هدف از مخ زنی داشتن نوکران و کنیزان زیاد و خوردن شراب بوده!

دوره قاجار:در این دوره یه پادشاهی بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه میدونیم چه مرگش بوده! آره دیگه خلاصه به خاطر این بلای خانمان سوزی که این جناب بش دچار شده بودند(و ایشالله خدا نصیب هیچ مردی نکنه) یه کمی زیاد عقده ای شده بودند و به همین دلیل نمی تونستند ببینن که یه مردی برای اینکه زن دلخواهش رو به دست بیاره عملیات مخ زنی انجام بده و هر کسی که این کارو می کرد چشماش رو در می آورد تا عبرت بقیه شه!و کلاً اون عملیات قدغن و غیر قانونی بوده. به همین دلیل در اون زمان به دلیل این محدودیت فوق العاده روش مخ زنی زیاد پیشرفتی نکرد و به دلیل زیر زمینی بودن! اطلاعات دقیقی از چگونگی انجام آن در دست نیست.البته بر اساس یک نوشته تاریخی تأیید نشده در این دوران برای مخ زنی بی بی صغرا و ننه سکینه پس از شناسایی دختر مورد نظر(یا همون طعمه) به حمام می رفتند (در روزی که طعمه هم به حمام می رفت ) و بدن وی را در حمام دید می زدند و در صورت تأیید این عزیزان و زدن مهر استاندارد و ایزو 9002 ادامه عملیات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاری انجام میشد و نه پسر دختر رو می دید و نه دختر!(به نظر من که خیلی باحال بوده.فکرشو بکنید یه روز مامانتون بیاد بتون بگه عرشیا جان عزیزم امروز ساعت 5 برو کافی شاپ هویج دوست دخترت اونجا منتظرته!)

هدف از مخ زنی: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!

دوره پهلوی:در این دوره مردم یه کمی زیاد سیاسی فکر می کردند و اصولاً زیاد توجهی به دختر و مخ و این حرفا نداشتند و به غیر از شهرام شب پره و ابی و فردین بقیه مردا تو فکر براندازی نظام بودند! برای همین حکومت هم برای این که بیاد کار مردا رو آسون تر کنه و باعث بشه اونا دیگه به سیاست فکر نکنن یه مکان های تفریحی –بی فرهنگی! رو درست کرد به اسم کاباره که مردا می رفتن توش و یه کار های بدی رو انجام می دادن که من الان عرق شرم بر پیشانیم نشسته و نمی تونم بگم!خلاصه در این دوران هم به دلیل سهولت بیش از حد دسترسی به داف! عملیات مخ زنی چندان پیشرفتی نداشت . اما خوب بر اساس نسخه های به جا مانده از فیلم های فارسی آن دوران چند تا کار سخت برای مخ زدن باید انجام میشده که عبارت بودند از:

*فقیر بودن و بی خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بی درد این امر بسیار لازم بوده است)

*داشتن زور زیاد و توانایی دریبل زدن چند نفر به طور همزمان....نه چیز ببخشید منظورم توانایی کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست این عادل فردوسی پور!)

*شباهت ظاهری به محمد علی فردین و بهروز وثوق

*کشیدن سختی های بسیار در دوران کوردکی.

*داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ریش مدل داریوشی

*توانایی خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صدای بلند!

*داشتن ویژگی مردانه در حد دعوت شدن به تیم ملی!(به طور مثال اون دوران یکی از نشانه های مردانگی بوی عرق و بوی نئشه آور! توالت بعد از خروج مردان بود! در حالیکه امروز این دو تا بو نشانه آبرو ریزی و بی کلاسیه)

هدف از مخ زنی:رسیدن به پول و پله ی پدر پولدار دختر و داشتن زندگی راحت و مرفه!

دوره انقلاب تا چند سال پیش: در این دوره روش های مخ زنی تغییری کرد اساسی و به نام خواستگاری تغییر نام داد.یک آقا پسر گل باقالی با یک دسته گل و شیرنی همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار های اداری لازم! از قبیل تعیین مهریه و شیر بها و .... دختر و پسر به صورت رسمی دوست دختر و دوست پسر می شدند که بهش زن و شوهر می گفتند!لازم به ذکر است که در انتهای این دوره نقش تکنولوژی در مخ زنی نمایان شد و سوال حیاتی و سرنوشت ساز عزیزم ساعت چنده توسط یکی از پیشگامان عرصه مخ و مخ زنی جناب آقای الف .ی اختراع گشت.و اما ویژگی های لازم برای مخ زدن دختر خانوم ها:

* سر به زیر بودن آقا پسر(که واقعاً خیلی شرط سختی بوده)

*داشتن سابقه زندان(حداقل 6 ماه) در رژیم شاه

*داشتن سیبیل جهت نمایش مردانگی

هدف از مخ زنی:تشکیل خانواده و داشتن ارتش 20 میلیونی!

دوره امروز: به گواهی تاریخ در هیچ دوره ای به اندازه امروز مخ زدن دختر ها سخت تر نبوده و نخواهد بود! به طوری که امروز اگر یک پسر بخواهد مخ دختری را تیلیط(ترید) نمایدباید حتی الامکان و از نظر ظاهری شبیه یک دختر باشد تا آن دختر معصوم بتواند با پسر احساس نزدیکی کند!

ویژگی های اساسی جهت مخ زدن:

*داشتن ماشین و موبایل و سایر وسایل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژی می باشد!

*تسلط به زبان انگلیسی جهت گفتن عبارات ok عزیزم- چشم honey –momi وDady رفتن بیرون و من تنهام!-I love u و ....

*آشنایی به اینترنت و یاهو مسنجر ولی در عین حال انکار کردن این ویژگی در جمع!

*نداشتن سیبیل و پشم و پیلی و به طور کلی تمام ویژگی های مردانه دوره های قبلی

* به روز بودن (Up to date) در زمینه SMS های جدید!

*داشتن فامیل در کشور های اروپایی , امریکایی و حوزه دریای کارائیب!

و هزاران مورد دیگر که شما بهتر از من می دانید!

هدف از مخ زنی:پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاری جهت حل معضل ازدواج!!

+ نوشته شده در  هشتم مرداد 1386ساعت 8:24  توسط فرزین از شیراز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بر تاريکي عمر خود
و در زير آسمان شبهاي تار
من يک بي ستاره ام
که تنهاي تنها نشسته ام...
سلام
خوشحالم که به وبلاگم سر زدين!
اميدوارم که هيچ وقت عشقتون تبديل
به نفرت نشه!
منتظر نظراتتون هستم
دوستون دارم....

پیوندهای روزانه
یکی از وبلاگ های زیبا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
آرشیو موضوعی
$
پیوندها
عاشقی
رضا
از این پل رد شو تا به جزیره ی عشق برسی
خیلی توپ
از روژان خانم
دختر پاییزی
زیباست
ok
همه چیز دراین سایت
ظه
Love God
و اما عشق
ok
ازاقا امیر
از لیلا خانم
توسط مریم
مهیاد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان