تبليغاتX
حضرت عشق
حضرت عشق به فرما که دلم خانه ی توست

 فرق عشق و دوست داشتن...

عشق در لحظه پديد مي آيد، دوست داشتن در امتداد زمان .
عشق معيارها را در هم مي ريزد ، دوست داشتن بر پايه معيارها بنا مي شود .
عشق ويران كردن خويش است و دوست داشتن ساختني عظيم .
عشق ناگهان و ناخواسته شعله مي کشد، دوست داشتن از شناختن سرچشمه مي گيرد.
       
عشق قانون نمي شناسد ، دوست داشتن، اوج احترام به مجموعه اي از قوانين طبيعي است.
عشق فوران مي کند چون آتشفشان و شره مي کند چون آبشاري عظيم،دوست
داشتن جاري مي شود چون رودخانه بر بستري با شيب نرم .
عشق ، دق الباب نمي کند ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست ، درويش
نيست،حسابگر نيست ، سر به زير نيست ، مطيع نيست ،ديوار را باور نمي کند ، کوه را باور نمي کند ، گرداب را باور نمي کند ، زخم دهان باز کرده را باور نمي کند ، مرگ را باور نمي کند؛ و در آخر سربازي نرفته نيست؛
  دشمن  هم نيست .

*عشق لطفي است بي معنا
*عشق موجي است بي دريا
*عشق افسانه اي است گنگ
*عشق سوختن وخاكستر شدن است

پرنده را دوست دارم نه در قفس

عشق را دوست دارم نه براي هوس

تو را دوست دارم تا آخرين نفس!!!

دوست داشتن برتر از عشق است...

+ نوشته شده در  بیست و یکم شهریور 1386ساعت 16:6  توسط فرزین از شیراز | 


 

 
تو اين خونه مجازيم دارم

 با  جوهر  اشک   چشمم  برات  اين  نامه   رو مي نويسم

 شوري اشک   چشامو  تو  دهنم  احساس  مي کنم   و  اتاق

 داره دور سرم مي  گرده !  دلبرا  توي  همه زندگيم  فقط  راجع يک   کس

 حسود بودم نمي تونستم  ببينم تو   خداي کسي   ديگه اي  هم   باشي

 هميشه دوست داشتم فقط  برا  من باشي   آخه  خيلي   دوست   دارم

 مي خوام هميشه سرم و بگذارم  رو پات وزار زار اشک  بريزم   مي خوام

 تا نفسم هست با تو حرف بزنم آخه تو جون  مني تنها بهانه  زندگي  مني

قربون دلداري دادن هات بشم . نمي دونم چرا کسي  باورش  نميشه  من

از همه اين زندگي جز تو هيچ  چيز نمي خوام   پروردگارا تو همه  سالهاي

زندگيم هرگز  آدم  بزرگي  نبودم  آدم    خاصي هم   نبودم   ولي  هميشه

 با خودم که خلوت  مي کردم  مي گفتم   اين  درست  که  هيچ   کس

هيچ چيز نيستم . شايد من ضعيف و کم باشم   اما    عزيزترين   کسم

خداي عالمه مهربونم باور  مي کني با گفتن اين جمله  دلم  قوت مي گرفت

فداي خوبي هاي  بي منتهاي تو بشم . من  اگه  فقير ترين  آدم   اين  کره

خاکي هم  باشم بازم يکي رو دارم که وقتي از همه دنياي سير  مي شم

 سرم و مي زارم رو شونه هاش زار زار اشک مي ريزم و اون عزيز آرام آرام

دستش رو مي کشه رو سرم  وهنگامي  که به  چشاش  خيره   مي شم

به تمناي يک نگاه با او ن چشاي مهربونش دلم رو مي بره به اون  دور  دورا

به  جايي که هنوزم عاشقا اونجا  حرمت  دارن  به  جايي  که  محبت  اجر و

 قيمتي   داره ! راستش  تو  تنها  پروردگار  من  نيستي  حالا  که   کمي  با

خودم فکر مي کنم مي بينم تو  بهترين  دوست  مني  اخه   هميشه وقتي

 از جلسه امتحان خارج مي شدم  تو  رو  مي ديدم   که  منتظرم  نشستي

و نگران حالمي اي آنکه از شنيدن نامت   از  شدت  شوق  و  علاقه  دست

 و پام مي لرزه  هر موقع کار اشتباهي   ازم   رخ  مي داد   مي ترسيدم از

 اينکه ازم دلخور باشي و ديگه دوستم نداشته باشي ولي  تو  بدون  اينکه

 قضيه رو به  روم  بياري  مي اومدي  و  من  را متوجه  کارهاي  خوب  ديگه

مي کردي. جونم نفسم قربونت  برم  دلم  خيلي  گرفته  تو  مي دوني  که

 در همه زندگيم چقدر وابسته به تو بودم باور  کن  من  بدون  تو  هيچ کاري

بلد  نيستم  همش  خرابکاري  مي کنم  يادت  هست؟! هميشه   خرابکاري

 هاي منو درست  مي کردي؟!  خداجونم  يادت  هست  وقتي  امام حسن

 نماز مي خوند تمام تنش مي لرزيد يادت هست  وقتي  اون فقير  سر  نماز

 از علي گدايي کرد علي حتي سر نمازم نخواست اون بيچاره رو از   كرمش

 دست خالي بگذاره و انگشترش رو ازدستش انداخت تا اون  و  برداره و  بره؟!

پروردگارم اون فقير به در خانه علي رفت و غني برگشت! قربونت  برم  من

 جاي ديگه نرفتم راه رو از قبل مي دونستم تو خودت  به  من  گفته  بودي

 من  درست   اومدم   سر راست  در  خونه   خودت  رو  زدم   من   عاشق

مهربوني  ياتم  تو  كه  مي دوني  دلم   برا   مهربوني هات  ضعف   مي ره

تو جونمي يادته  اون  شب  گفتم اگه  تو  تنهام  بذاري  ديگه  از   هيشكي

نمي تونم انتظاري  داشته  باشم  گفتم  قربونت برم  من ضعيف ترين بنده

توام يك خواهشي ازت دارم زمين  و  زمان  رو از  من بگير  خنده ات  را  نه!

يعني بگذار هميشه دست كوچكم تو دستهاي بزرگ تو  باشه ........


+ نوشته شده در  بیست و یکم شهریور 1386ساعت 16:2  توسط فرزین از شیراز | 
وقتي گريه كردم گفتند بچه اي ! وقتي خنديدم

گفتند ديونه اي! وقتي جدي بودم گفتند مغروري !

وقتي شوخي كردم گفتند سنگين باش! وقتي

سنگين بودم گفتند افسرده اي! وقتي حرف زدم

گفتند پــــرحرفي ! وقتي ساكت شـدم گفتنـد

عاشقي! گريه شايد زبان ضعف باشد ،شايد خيلي

 كودكانه، شايد بي غرور، اما هرگاه گونه هايم

خيس ميشود مي دانم نه ضعيفم، نه يك كودك.

مي دانم پر از احساسم

 

+ نوشته شده در  بیستم شهریور 1386ساعت 10:48  توسط فرزین از شیراز | 
سه چیز در زندگی که بگذرد و هرگز بر نمیگردد:
 
زمان
 
واژه ها
 
فرصت
 
 سه چیز در زندگی که هیچ وقت از بین نمی رود:
 
صلح
 
امید
 
صداقت
 
سه چیز که در زندگی بسیار ارزشمند هستند:
 
عشق
 
اعتماد به نفس 
 
دوستان
 
سه چیز که هیچ وقت قطعی نیستند:
 
رویاها
 
موفقیت
 
آینده
 
سه چیز که زن / مرد را می سازد:
 
زحمت
 
درستی
 
تعهد
 
سه چیز که زن / مرد را نابود می کند:
 
الکل
 
غرور
 
عصبانیت
 
سه چیز که هنگامیکه از بین رفت سخت افزایش میابد:
 
احترام
 
اعتماد
 
دوستان

روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده
 
لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت
 
 لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه
 
حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان  
+ نوشته شده در  بیستم شهریور 1386ساعت 10:44  توسط فرزین از شیراز | 

 

   گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم.

   گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم.

   گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها

   فكر مي كنم.

   گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري.

   گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو

   بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم.

   گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟

      نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو

 

+ نوشته شده در  بیستم شهریور 1386ساعت 10:41  توسط فرزین از شیراز | 

به کودکي گفتند عشق چيست؟ گفت:بازي. به نوجواني گفتند عشق چي

 

ست؟ گفت: رفيق بازي. به جواني گفتند عشق چيست؟ گفت: پول و

 

ثروت. به پيرمردي گفتند عشق چيست؟گفت: عمر. به عاشقي گفتند

 

عشق چيست؟ چيزي نگفت. آهي کشيد و سخت گريست

 

+ نوشته شده در  بیستم شهریور 1386ساعت 10:41  توسط فرزین از شیراز | 

اقایون و خانوم های محبت میکنن و قدم به این

وب میزارن راهنمایی کنن تا من چی بنویسم

+ نوشته شده در  بیستم شهریور 1386ساعت 10:31  توسط فرزین از شیراز | 
تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!

تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره

+ نوشته شده در  بیستم شهریور 1386ساعت 10:26  توسط فرزین از شیراز | 

چه رنجی است لذت ها را تنها بردن... و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن...

 

  از خاکم نه از بادم     نه در بندم نه آزادم    نه آن لیلاترین مجنون    نه شیرینم نه فرهادم    فقط مثل تو غمگینم    فقط مثل تو دلتنگم    اگر آبی تر از آبم    اگر همزاد مهتابم    بدون تو چه بی رنگم    بدون تو چه بی تابم...

 

روي در قلبم نوشتم  ورود ممنوع عشق امد و گفت من بيسوادم

 

+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:47  توسط فرزین از شیراز | 

 

ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و اين كه حكمت كمربند ناپلئون چيست ، اين سوال براي خيليها پيش آمده و جواب آن فقط يك جمله است : از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند

چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي

چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند

اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي

چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد

فرق باطری با مرد چيست؟ باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مرد هيچ چيز مثبتی نداره

اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق

چه طوري زير دريايی بعضيها رو غرق مي‌کنن؟ يه غواص ميره در می‌زنه

ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است

خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره

اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟ مورچه‌اي است كه شلوارلي پوشيده

بعضيها را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: «لطفاً بچرخانيد

چرا بعضيها هميشه 18تايي به سينما مي‌روند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود

چرا بعضيها با دو دستشان دست مي‌دهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند

چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره

+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:36  توسط فرزین از شیراز | 
می پنداشتم دوستم داری اماهنگامیکه درصحنه پرغو غای زندگی تنها رهایم کردی ورفتی فهمیدم هیچ وقت دوستم نداشتی

 

از وب فرناز خانوم

+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1386ساعت 14:47  توسط فرزین از شیراز | 

+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1386ساعت 14:46  توسط فرزین از شیراز | 
اگرمي دانستم پايان كارم تنهايست ازاول تنها مي شدم
 
اگرمي دانستم پايان كارم نااميديست اميدوار نمي شدم
 
اگرمي دانستم پس از آشنايي جدايست درخلوت تنهايي باقي مي ماندم
 
اگرمي دانستم دوستي براي هر كس معنايي دارد كلمه دوستي رابه راحتي برزبان نمي آوردم
+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1386ساعت 14:44  توسط فرزین از شیراز | 
اگرمي دانستم پايان كارم تنهايست ازاول تنها مي شدم
 
اگرمي دانستم پايان كارم نااميديست اميدوار نمي شدم
 
اگرمي دانستم پس از آشنايي جدايست درخلوت تنهايي باقي مي ماندم
 
اگرمي دانستم دوستي براي هر كس معنايي دارد كلمه دوستي رابه راحتي برزبان نمي آوردم
+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1386ساعت 14:40  توسط فرزین از شیراز | 
خنده ات رو به همه بده، ولی لبخندت را به یه نفر، عشقت را به همه بده،ولی وجودت را به یه نفر، بذار همه عاشقت باشن، ولی خودت عاشق یه نفر باش
+ نوشته شده در  نوزدهم شهریور 1386ساعت 14:37  توسط فرزین از شیراز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بر تاريکي عمر خود
و در زير آسمان شبهاي تار
من يک بي ستاره ام
که تنهاي تنها نشسته ام...
سلام
خوشحالم که به وبلاگم سر زدين!
اميدوارم که هيچ وقت عشقتون تبديل
به نفرت نشه!
منتظر نظراتتون هستم
دوستون دارم....

پیوندهای روزانه
یکی از وبلاگ های زیبا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
آرشیو موضوعی
$
پیوندها
عاشقی
رضا
از این پل رد شو تا به جزیره ی عشق برسی
خیلی توپ
از روژان خانم
دختر پاییزی
زیباست
ok
همه چیز دراین سایت
ظه
Love God
و اما عشق
ok
ازاقا امیر
از لیلا خانم
توسط مریم
مهیاد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان